الشيخ أبو الفتوح الرازي

118

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

نزديك است بخنوه ( 1 ) كه بربايد ( 2 ) ديده‌هاى ايشان هر گاه كه روشن شود ايشان را بروند ( 3 ) در او و چون تاريك شود بر ايشان بايستند ( 4 ) ، و اگر خواهد خداى ببرد گوشهاى ايشان و ديده هايشان ( 5 ) ، خداى بر همه چيزى تواناست . اين سيزده ( 6 ) آيت در حقّ منافقان است . قوله ( 7 ) : * ( وَمِنَ النَّاسِ ) * ، « من » تبعيض است ، و « ناس » اسم جنس است و « لام » در او تعريف جنس است . و اين اسمى واحد است مر جماعت مصوّر را [ 25 - پ ] به اين صورت ، كالرّهط و النّفر و القوم . و گروهى گفتند : « ناس » جمع انسان بود نه از قياس لفظ ، و جمع قياسى انسان اناسين بود ، چون : سرحان و سراحين . و خلاف كرده‌اند در سبب تسميهء او به اين اسم . عبد اللَّه عبّاس گفت : براى آن آدم را انسان گفت كه ، عهد اليه فنسى ، با او عهدى كردند فراموش كرد . و ابو تمّام مىگويد : و سميت انسانا لانك ناس ( 8 ) . و بو الفتوح ( 9 ) بستى گويد : يا افضل النّاس افضالا على النّاس و اكثر النّاس احسانا إلى النّاسي نسيت وعدك و النّسيان مغتفر فاغفر فاوّل ناس اوّل النّاس و بعضى دگر گفته‌اند : براى آنش انسان خواندند ، لايناسه ، اى ادراك البصر ايّاه ، براى آن كه ديدنى است و ادراك بصر به دو رسد ، من قوله : آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً ( 10 ) . . . ، اى ابصر . و قولى ديگر آن است كه : سمّى بذلك لاستيناسه بمثله ، براى آن كه با چون خودى انس گيرد . در خبر است كه : خداى تعالى چون آدم را بيافريد در بهشت مىگشت تنها ، دلش تنگ شد . خداى تعالى خواب بر او افگند . جبريل - عليه السّلام - بيامد و از

--> ( 1 ) . دب : برق ، آج ، لب ، فق : مخبره . ( 2 ) . مج ، دب : ربايد ، آج ، لب ، فق : بر آيد . ( 3 ) . دب : بردند ، آج ، لب ، فق : برويدند . ( 4 ) . آج ، لب ، فق : بايستد . ( 5 ) . دب بدرستى كه ، فق و ، وز كه . ( 6 ) . فق : هيژده . ( 7 ) . آج ، لب ، مب ، مر تعالى . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : ناسى . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : ابو الفتح . ( 10 ) . سورهء قصص ( 28 ) آيهء 29 .